دیپلوماسی علمی و استراتژی اپتومتری
دیپلماسی علمی و استراتژی اپتومتری
سالهاست که اپتومتری در تمام جهان برای پیشرفت و تعالی خود با مشکلات متعددی دست به گریبان است و در بسیاری از کشورهای جهان به دلایل مختلف اپتومتری توانسته است که پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته باشد اما علی رغم این تکامل اپتومتری در دنیا، در کشور ما ایران اپتومتری نه تنها نتوانسته است جایگاه متعالی خود را بدست آورد بلکه در مقاطعی حتی جایگاه موجود خود را نیز از دست داده است و یا اینکه به سختی نقش خود را در نظام قانونی و سازمانی سلامت حفظ کرده است.
در این مبحث قصد ندارم که آسیب شناسی زخم های کهنه اپتومتری را مطرح کنم هرچند که لازمه رسیدن به اهداف استراتژیک، ابتدا آسیب شناسی است اما در این بحث محور فکری اینجانب نه رسیدن به یک نتیجه بلکه بررسی روش رسیدن به نتیجه مفید میباشد.
در راه رسیدن به هدف مطلوب، ابزار و فاکتورهای متعددی لازم است اما یک مورد که مدنظر اینجانب است مطرح خواهم کرد:
استراتژیست و تئوریسین
اپتومتری مشکلات فراوانی دارد و عده ای زحمت کش و پیشکسوت و فعال و جوان و با نفوذ و ... تلاش میکنند که این مشکلات را حل نمایند و انواع و اقسام انجمن و جامعه و زیر جامعه و شاخه انجمن و ... خواستار حل این مشکلات هستند اما مشکلات همچنان بیشتر میشوند!!
آیا هرکس بیشتر تلاش کند در این دنیا سهم بیشتری خواهد داشت یا این تلاش بایستی همراه با فاکتورهای دیگری باشد تا نتیجه بخش باشد؟
آنچه این حقیر بارها در اینترنت و مجله و مصاحبه و کنگره و ... به آن اشاره کرده ام و به آن ایمان دارم کمبود و نبود استراتژی و فکر و اندیشه قوی و نیز کمبود استراتژیست و تئوریسین و متفکر است که بار ها با بحث
Science Policy آنرا مطرح کرده ام ولیکن هنوز معتقدم به این ابزار مسلح نشده ایم.
ما همیشه بدنبال اعتصاب در جلوی وزارتخانه و یا دوندگی در راهروهای وزارت خانه و یا حمله و پاتک به همدیگر و یا اختلافات شخصی و شخصیتی در اپتومتری هستیم غافل از آنکه هیچ استراتژی محکم و تئوری اندیشمندانه ای در پشت عملکردهای ما وجود ندارد.
در تمام سیستمهای قوی جهان چه علمی و چه سیاسی و چه اقتصادی همواره افرادی وجود دارند که تبیین استراتژی مینمایند و نهایتاً صاحب یک مکتب فکری و تشخص حرفه ای میگردند و در دنیا در سطوح اول قرار میگیرند. آیا اگر کسی پولدار باشد حتماً در اقتصاد موفق خواهد بود یا ممکن است در یک سرمایه گذاری بدون فکر خود را نابود کند؟
آیا اگر کسی از نظر نظامی قوی باشد حتماً در هرجنگی پیروز خواهد شد یا مانند آلمان در جائی شکست خواهد خورد؟
آیا اگر یک تحصیلکرده، سیاست علمی و استراتژی دانش نداشته باشد حتما به خاطر علم خود در جهان علم به جایگاه والایی خواهد رسید؟
بی شک میدانیم که غیر ممکن است و در بستر و زمینه و پشت پرده رسیدن به موفقیت در تمام این راهها یک اندیشه و فکر و استراتژی و تئوری قوی و سنجیده و خرد جمعی وجود دارد که توانسته است پول و علم و سیاست و ... را موفق کند.
استراتژی و سیاست علمی اپتومتری چیست؟ استراتژیست و تئوریسین های اپتومتری چه کسانی هستند؟ چرا افراد صاحب اندیشه در سیستمهای اپتومتری تعریف نشده اند؟ آیا اپتومتریست باربر و کارگر میخواهد که بار اپتومتری را جابجا کند یا اندیشه و سیاست می خواهد تا دشمنان خود را شکست دهد؟ با چه وسیله ای می جنگیم؟ پس مفهوم جنگ نرم و پدافند غیر عامل چیست؟ برنامه کوتاه مدت و بلند مدت و بنیادی اپتومتری چیست؟
چرا در این همه سال اپتومتری با بیش از دو هزار نفر جمعیت یک مدیر علمی دانشگاهی موفق و یا یک حقوقدان اپتومتریست موفق و یا یک استراتژیست وزارت بهداشتی دانشمند و یا ... ندارد؟
اینها نشاندهنده نبود یک استراتژی علمی و فقدان و یا کمبود یک سیاست علمی است.
حتی در معاینه بیمار توسط اپتومتریستها نیز تفاوت سلیقه را میبینیم و تقریبا هیچ اپتومتریستی به یک فلسفه اپتومتری پایبند نیست و هر کس به روش من در آوری خود، بیمار خود را معاینه میکند و مطب خود را عینک سازی میکند.
این در حالیست که حتی اگر کسی هم از تئوری و استراتژی سخنی بگوید او را میکشیم و ترور میکنیم و به چشم جاهل به وی نگاه میکنیم غافل از آنکه خود جاهلیم.
به فرض که مشکل اپتیک حل شد! و به فرض که مشکل عینک سازها هم حل شد! آیا دیگر مشکلی نخواهیم داشت؟ آیا فکری به حال آینده کرده ایم؟ آنانکه مشکلات را حل نکرده به رویای تصویب قانون در مجلس فکر میکنند به مصداق عامیانه یا از این ور پشت بام به زمین می افتند و یا از آن ور پشت بام به زمین می افتند.
آیا به این فکر کرده ایم که در چنته چه داریم که اینهمه ادعا میکنیم؟ آیا اپتومتریستهای ما توانائی تجویز صحیح دارو را دارند که برای تجویز دارو قیام میکنیم و بهتر نیست ابتدا نقشه راه این هدف را تبیین کنیم و سپس اقدام کنیم؟
بعضی از اپتومتریستهای ما چه تفاوتی با عینک ساز دارند که دست به دامن رتبه کنکورشان شده اند و آیا هر کس رتبه کنکور خوب داشت دیگر در ادامه مسیر علمی خود نیاز به علم ندارد؟
رشته ای که نه یک سایت الکترونیکی با اعتبار دارد و نه یک مجله و خبرنامه با اعتبار دارد و نه یک ژورنال علمی پژوهشی با اعتبار دارد و نه یک حقوقدان تخصصی دارد و نه یک حسابدار تخصصی دارد و نه آئین نامه داخلی انجمن دارد و نه افراد کاریزماتیک متناسب با وزارت خانه دارد و نه پول و سرمایه لازم برای رسیدن به اهداف گران دارد و نه امکانات مادی و معنوی لازم برای پیشرفت دارد و نه آموزش علمی اپتومتری استاندارد در دانشکده ها دارد و نه ... اگر فکر، اندیشه، سیاست، استراتژی، تئوری و نقشه نداشته باشد هرگز موفق نخواهد شد.
در حقیقت اینکه اپتومتری چگونه بایستی این نداشته های خود را بدست آورد همان سیاست و استراتژی است که بایستی تبیین شود.
آنانکه موفقیت در اپتومتری را با پول در آوردن در مطب خود اشتباه گرفته اند بدانند که وزارت بهداشت، مجلس و ... مطب این افراد نیستند که به هر روش غیر علمی و اخلاقی به خواسته های خود برسند و تا زمانی که فهمیده عمل نکنیم همین خواهیم شد که بودیم و هستیم.
این راه سیاستهای خود را میخواهد و نیاز های خود را می طلبد و قواعد خود را دارد و اگر طبق قواعد بازی نکنیم خواهیم باخت و حتی ممکن است اخراج شویم.
من در این بحث، سیاست لازم و استراتژی کاربردی را بیان نکردم زیرا مشکل ما اکنون در درک جایگاه سیاست و استراتژی در علم است و تا زمانیکه این نیاز را درک نکینم و استراتژیست و تئوریسین های خود را قدر ننهیم و یا نشناسیم و یا تربیت نکنیم در ابتدای راه خواهیم ماند.
اگر عمری باشد در مبحث دیگری بحث هرم اپتومتری را مطرح خواهم کرد و یا به قول یکی از مشتریان آقای حسین میزرائی، داستان سرائی خواهم کرد. اکنون نیز به قول آن شعر که در انتهای یک بحث سیاسی داغ در یک کلاس درس میگوید:
"ولی آخر کلاسیها لواشک بین هم تقسیم میکردند"
ما نیز اپتومتریست هایی داریم که در اوج بحث های داغ اپتومتری لواشکشان را می خورند و زمانی که مطب هایشان پلمپ میشود تازه خماری شان از سرشان بیرون میرود.
اینجانب دکتر فرشاد عسکری زاده، دارای مقطع دکترای تخصصی در رشته اپتومتری و علوم بینائی و استادیار هیآت علمی تمام وقت دانشگاه علوم پزشکی تبریز می باشم.